ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



پیغام رسانیدن قاصد

RSS
تغییر یافته در 2011/07/31 06:56 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان شعر کهن, عبید زاکانی
ضمیر پـاک آن مرغ سـخـن سـازچـو این افسانه کردم پـیشش آغاز
شــد از حــال دل پــر دردم آگــاهچو آتش گشت و شد با باد همراه
بـه خـلـوتـگـاه آن آرام جـان رفـتبـاستادی ز هر چشمی نهان رفت
بـاو از هر دری افـسـانه میگفـتحـکایت خـوب و اسـتـادانه میگفت
ز من هر دم غـمی تـقـریر میکردز دریـائی نـمــی تــقــریـر مـیـکــرد
چـو رمزی زین حـکایت یاد کردیسـمـنـبـر زان سـخـن فـریاد کـردی
بصنعت زین سخن دوری نمودیبــدو آئیــن مــســتــوری نــمــودی



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.