ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



تمامی سخن معشوق

RSS
تغییر یافته در 2011/07/31 06:56 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان شعر کهن, عبید زاکانی
تــرا آن بــه کــه راه خــویـش گــیــریشـکـیـبـائی در این ره پـیش گـیری
روی چـون عـاقـلان در خـانه زین پـسنـگـردی ایـن چــنـیـن دیـوانـه کـس
مکـن بـا چـشـم سـرمـسـتـم دلـیریکــه از روبــه نـیـایـد شــیـر گــیـری
مکـن بـا زلـف شـسـتـم عـشـقـبـازیکه این کاری است بـا لختی درازی
هـر آنـکـس کـو نـدانـد پــایـه خـویـشبـبــازد نـاگـهـان سـرمـایـه خـویـش
کـجــا مـانـنـد تــو مـســکـیـن گـدائیرسـد در وصل چـون من پـادشاهی
چـه خـیـزد زیـن گـریـبـان چـاک کـردنفشاندن اشگ و بر سر خاک کردن
نـگـیـرد دسـتــت ایـن آشـفـتـه کـاریبــه کـارت نـایـد ایـن فــریـاد و زاری
نــدارم بـــاک اگــر دل گــرددت خـــوننگـیرد در مـن این نیرنگ و افـسـون
هـر آنــکــو عــشــق ورزد درد بــیـنــدسـرشـکـی سـرخ و روئی زرد بـیند
تو این مسکین بدین بی ننگ و نامیچـه جـنسـی وز کـدامـانی کـدامی
تـو ای مـجـنون کـه عـاشـق نام داریشــراب شــوق مــن در جــام داری
تــرا آن بــه کــه بــا دردم نــشــیـنـیکـه جـان در بـازی ار رویـم بـبـیـنـی
مــگــر نـشــنـیـده ای ای از خــرد دورکــه پـــروانــه نــدارد طـــاقــت نــور
بـــرو مــیــســاز بـــا انــدوه و خــواریکـه ســازد عـاشـقـان را بــردبــاری



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.