ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



مثنوی

RSS
تغییر یافته در 2011/07/31 09:37 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان شعر کهن, فخرالدین عراقی
عـاشـقان ره بـه عشـق می پـوینددرس تـنزیل عـشـق مـی گـوینـد
از می عشـق اگر چـه بـی خـبـرندراه جـانان بـه جان همی سپـرند
از شــراب الــســت مــســتــانـنــدتـا ابـد جـمـلـه مـی پـرسـتـانـنـد
از می شرق دوست مست شدندهمه در پای عشق پست شدند
خـویـشـتـن را ز دسـت از آن دادنـدکـانـدر آن کـوی رخـت بــنـهـادنـد
از مـی نـیسـتـی چـو بـی خـبـرنـدراه عشقش بـسـر چـگونه بـرند؟
عـشـق را رهگذر دل و جـان اسـتاولش طـعنه در دل و جـان اسـت
دلـم ایـن مـسـتــی از الـسـت آورداین طلب زان هوا بـه دسـت آورد
دوسـت آنـجـا نـظـر چـو بـر مـا کـرداثــــر آن ظـــهـــور پــــیـــدا کـــرد
ایـن صــفــا زان نــظــر پــدیــد آمــدعـشـق را آنـجـا مـگـر پـدیـد آمـد
آرزومـــنـــد آن نـــظــــر مـــایـــیـــمروز و شــب انـدریـن تــمــنــایـیـم
شــده در هــر دلــیــش پــیـونــدیکـرده در پــای هـر یـکـی بــنـدی



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.