ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



مثنوی

RSS
تغییر یافته در 2011/07/31 09:38 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان شعر کهن, فخرالدین عراقی
آن پـری، بـعد از آنکه تـیر انداختگلخنی زخم خورده را بشناخت
انـدر آمـد ز اسـب پـیشـش شـدمــرهـم انـدورن ریـشــش شــد
نفـسـی راه لطـف پـیش گـرفـتسـر او بـرکـنـار خـویـش گـرفـت
عـاشـقـان را بـه لـطـف بــنـوازنـددلـبــران، بــعـد از آنـکـه انـدازنـد
تـا خـدنگـی نـدوخـتـش بـر جـاننـگـرفـتـش بــه نـاز بــر سـر ران
تـاب وصـلـش نداشـت آن پـر دردجــان بــداد و وداع جــانـان کـرد
گـر تــو از عــاشــقـان قـلـاشــیکم از آن گلخـنی چـرا بـاشـی؟
عـاشـقـی بـا بـلاکـشـی بـاشـدکـار مـجـنون مشـوشـی بـاشـد
چون که توی تو شد بدل به صفاخــواه تــیـر جــفــا و خــواه وفــا
هـدفـی را کـه بــیـم ســر نـبــودخــوردن تــیــر را خــطــر نــبـــود
تـیـر مـعـشـوق را هـدف شـایـیاز دل و جـــان اگــر بـــرون آیــی
هـمـگـی روی تــا نـیـارد دوسـتبـه تو تیری نمی زند بـر پـوست



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.