ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



سر آغاز

RSS
تغییر یافته در 2011/07/31 09:40 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان شعر کهن, فخرالدین عراقی
عـاشــقـان در کـمـیـن مـعـشـوقـنـدسـاکـنـان زمـین مـعـشـوقـنـد
عــاشــقــان را ز دوســت نــگــزیـردبــلـبـل انـدر هـوای گـل مـیـرد
انـدریـن ره، اگـر مـقــامـی هـســتهس ماوای عـاشـقان السـت
چون که حسن آمد از عدم به وجودعـشـق در نـور او مـلـازم بــود
جـان، چـو مـامـور شـد بـه امـر احـدمنتظر یافت عشق بر سر حد
گـر تــو از عــشــق فـارغـی، بــاریمـن ندارم بـه غـیر ازین کـاری
هست جانم چنان بـه عشق غریقکـه ندارد گـذر بـه هیچ طـریق



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.