ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



نبیذ پیش من آمد به شاطی برکه

RSS
تغییر یافته در 2011/08/16 05:50 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان شعر کهن, منوچهری دامغانی
نـبـیـذ پـیش مـن آمـد بـه شـاطـی بـرکـهبـه خـنده گفـتـم: طـوبـی لمن یری عـکه
خـوشم نبـیذ و خـوشا روی آنکه داد نبـیذخوشم جوانی و این بـوستان و این بـرکه
من و نبیذ و بـه خانه درون سماع و ربـابحـسـود بـر در و بـسـیـار گـوی در سـکـه
مرا تـو گویی می خـوردنست اصل فسادبـه جـان تـو کـه همی آیدم ز تـو ضـحـکه
اگـر فـسـاد کـنـد هـر کـه او نـبــیـذ خـوردبـسـا فـسـاد کـه در یثـربـسـت و در مکه
ور این فـسـاد ز مـن دسـت بـاز دار و بـروکه نیست با تو مرا نی نکاح و نی شرکه
چرا نبیذ حرامست و هست سرکه حلالنـه هـم نـبـیـذ بــود ابــتـدا از آن سـرکـه؟
نـبـیـذ تـلـخ چـه انـگـوری و چـه مـیـویـزیسپید سیم چه بـا سکه و چه بـی سکه
کـجـا نـبـیـذسـت آنـجـا بــود جـوانـمـردیکـجــا نـبــیـذسـت آنـجـایـگـه بــود بــرکـه



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.