ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٩٢: می نماید چند روزی شد که آزاریت هست

RSS
تغییر یافته در 2011/08/15 22:33 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان شعر کهن, وحشی بافقی
می نماید چـند روزی شـد که آزاریت هسـتغـالـبـا دل در کـف چـون خـود سـتـمکـاریت هسـت
چـونی از شاخ گلت رنگی و بـویی می رسـدیا به این خوش می کنی خاطر که گلزاریت هست
در گلستـانی چو شاخ گل نمی جـنبـی ز جـامـی تـوان دانسـت کـانـدر پـای دل خـاریت هسـت
عـشـقـبــازان رازداران هـمـنـد از مـن مـپـوشهمـچـو من بـی عـزتـی یا قـدر و مقـداریت هسـت
در طلسم دوستـی کاندر تـواش تأثـیر نیستنـسـخـه هـا دارم اشـارت کـن اگـر کـاریت هـسـت
چاره خود کن اگر بیچاره سوزی همچو تستوای بــر جــان تــو گــر مـانـنـد تــو یـاریـت هـســت
بــار حــرمـان بــرنـتــابــد خــاطــر نـازک دلـانعـمـر مـن بـر جـان وحـشـی نه اگـر بـاریت هسـت



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.