ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ١١٥: غمزه او حشر فتنه به هر جا ببرد

RSS
تغییر یافته در 2011/08/15 22:34 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان شعر کهن, وحشی بافقی
غـمـزه او حـشـر فـتــنـه بــه هـر جـا بــبــردعافیت را همه اسبـاب به یغما ببرد
صبـر ما پـنجـه مومیسـت چـوعشـق آرد زورپنجه گر ساخته بـاشند ز خارا بـبرد
گو تو خواهی ، که گرانی بـبرد بندی عشقکوه بر سر نهد وسلسله در پا بـبرد
دل من کیست که لطف از تو کند گستاخیبـر دهانش زن اگـر نـام تـمـنـا بـبـرد
پـیش ما نیسـت ازین جـنس بـفرمای که نازصـبـر و آرام ز دلهای شـکـیبـا بـبـرد
از تــو ایـمـایـی و از صــیـقــل ابــرو مـیـلــیزنگ سد ساله تغافل ز دل ما بـبـرد
ندهی عشق بـه خود ره که چو فرصت یابـدقفل گنجینه جان پـیچد و کالا بـبـرد
هر زبـان کـو سـر بـی جـرم نـخـواهـد بـر داردعوی عشق کند کوته و غوغا ببرد
دشـت پـیمایی بـسـیار کـند چـون وحـشـیهر کـرا دل نگـه آهوی صـحـرا بـبـرد



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.