ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ١٦٩: بازم غم بیهوده به همخانگی آمد

RSS
تغییر یافته در 2011/08/15 22:36 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان شعر کهن, وحشی بافقی
بــازم غــم بــیـهـوده بــه هـمــخــانـگــی آمـدعـشـق آمد و بـا نشأه دیوانگـی آمد
ای عـقـل هـمـانـا کـه نـداری خـبـر از عـشـقبـگـریز کـه او دشـمن فـرزانگـی آمـد
خوش باشد اگر کنج غمت هست که این دلبـا رخـنـه دیـرینـه بـه ویـرانـگـی آمـد
دارد خــبـــری آن نــگــه خــاص کــه ســویــممخصوص به سد شیوه بیگانگی آمد
ای شمع بـه هر شعله که خواهیش بـسوزانمرغ دل وحشی که بـه پـروانگی آمد



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.