ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٣٠٦: کی بود کز تو جان فکاری نداشتم

RSS
تغییر یافته در 2011/08/15 22:43 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان شعر کهن, وحشی بافقی
کـی بـود کـز تـو جـان فـکـاری نـداشـتـمدرد دلــی و نــالــه زاری نــداشــتـــم
تـا بـود نقـد جـان ، بـه کـف من نیامـدیآنـروز آمــدی کــه نـثــاری نـداشــتــم
گـفــتــم ز کـار بــرد مـرا خــنـده کـردنـتخندید و گفت من به تو کاری ندشتم
شد مانع نشستـنم از خـاک راه خـویشخاکم بـه سر که قدر غبـاری نداشتم
پیوسته دست بر سرم از عشق بود کارهرگز بـه دست دست نگاری نداشتم
در مـجـلـسـی مـیانه جـمـعـی نـبـود یارکـانـجـا پـی نظـاره کـنـاری نـداشـتـم
وحـشی مرا بـه هیچ گلستـان گذر نبـودکـز نـوگـلـی فـغـان هـزاری نـداشـتـم



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.