رسیدن جواب عاشق بمعشوق

اصلاح شده در 2011/07/31 06:56 توسط Administrator — دسته‌بندی شده به عنوان: شعر کهن, عبید زاکانی

چـو این پـیغـامها در گوش کردمبـکلی ترک عقل و هوش کردم
ز شوقش آتشی در جانم افتاددلم دریای خون از دیده بگشاد
ولـی مـیـداد هـردم دل گــوائیکـه بــا او زود یـابــم آشــنـائی
دو روزی گـر دلی خـرم نبـاشـدچو دولت یار بـاشد غم نبـاشد