غزل

اصلاح شده در 2011/07/31 09:37 توسط Administrator — دسته‌بندی شده به عنوان: شعر کهن, فخرالدین عراقی

بــی جـمـال تـو، ای جـهـان افـروزچـشـم عـشـاق تـیـره بـینـد روز
دل بـه ایـوان عـشـق بــار نـیـافـتتــا بــکـلـی ز خــود نـکــرد بــروز
در بــیــابـــان عــشــق ره نــبـــردخانه پـرورد «لایجـوز» و «یجـوز»
چـه بـلا بـود کـان بـه من نرسـید؟زیــن دل جـــان گـــداز دردانــدوز
عشق می گویدم که: ای عاشقچاک زن طیلسان و خرقه بسوز
دیگر از فهم خـویش قصـه مخـوانقـصـه خـواهـی، بــیـا ز مـا آمـوز
بـنشان، ای عراقی، آتـش خویشپـس چـراغی ز عـشـق ما افروز